|
silent~
آن روزها گذشت تکرار ناپذیر و تلخ شیرین شعرهای تو، تنها رها شده ست با تیشه ی سکوت نقش تو را/ بر چهره می کنم شاید در آینه/ با تو یکی شوم شاید که آینه مهلت دهد مرا تا حرف های من/ نا گفته نشکنند...
...
باز با خیال تو به کوه آمدم در هراس چشمهای هرزه گرد باد خفته ام به سینه ی/ تخته سنگ اول سلام بی تو من/ در آغوش سنگ خفته ام و فنجان خشک قهوه ام در آغوش سرد خاک/ خیره می شوم/ به فنجان قهوه ی دو سال پیش، در سکوت چشم های خیس من داغ می شود، بخار می کند، در مه و بخار قهوه نقش می زند لرز دست های تو یاد آن نگاه و دست ها بخیر! |
About
Ms. Kheirkhah
بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 Links
ساره خاتون |